شنل نامرئی ی ی
دوشنبه سیزدهم آبان 1387یکی از دوستان وبلاگی ازم دعوت کرده و البته خودش از جای دیگه دعوت شده که مطلبی در این
مورد بنویسم:"اگه یه شنل نامرئی داشتی چکار میکردی؟". من هر چی به مخیله
فشار آوردم که شنل نامرئی به چه کار میاد، یا اصولا چی میتونه باشه به نتیجه ی
مشخص و مدونی نرسیدم. تا اینکه برادر گرامیم منو یاد فیلم هری پاتر ملعون انداخت
که شنل تنشون میکردن و نامرئی میشدن. خلاصه که دیدم سوژه ی خوبیه که به صورت شعر
پایین بیانش کردم.
کنون من
برایت بگویم که گر---------بدارم من این مخفیانه به بر
چه ها
میکنم وز کجا میروم-----------به یاغی گری تا کجا میپرم
روم سوی
دانشکده با خروش---------به پیش کیو{1} آن الاغِ چموش
به سختی عذابش
دهم من به خشم-----همو که بیاورد اشکم به چشم
اگر شد
حسابم بدو پاک پاک----------بکردم به چاقو تنش چاک چاک
دگر کس که
باشد بدو کینه ام---------ز دستش شده نفرتی سینه ام
بود نام
او خانیِ{2} بی خرد-------------الهی زن او ز کف بپرد
زنم من
سرش را به شمشیرِ کین------بریزم همی خون او بر زمین
بوَد
صابری{3} نام سوم شغال-----------یکی از هزاران دلیل ملال
به لبخند
و موزیگری شهره است-----دماغش به سان یکی صخره است
ببرّم سرش
من به چاقوی کُند--------به زخمش بپاشم نمک تند و تند
به آخر که
شد این دل من خنک---------شنل را رها میکنم بی کلک
خدا بیامرزدت
نیاکان ندااا-------------که بر ما بدادی مخفیانه ردااا{4}
کلمه ها و
ترکیب های تازه:
1-کیو:
(مخفف کیومرث) گویند نام مدیر گروهیست کیومرث نام که از سر عناد نمره ی 20 پروژه
را تبدیل به 16کرده است.
2-خانی:
بر خلاف نام و کنیه ای که دارا میباشد، اصلا خان نمیباشد. گویند شاعر 5 واحد از
این به اصطلاح استاد افتاده است.
3-صابری:
لعن و نفرین شاعر به این شخص بیشتر جنبه ی عمومی دارد. گویند این به اصطلاح استاد
از یکی از دانشجویان پول گرفته تا نمره اش را بدهد، ولی در پایان نمره ای که داده
از 3 بیشتر نبوده. خود شاعر نیز از این به اصطلاح استاد زخم دار است.
4-مخفیانه
ردااا: شنل مخفی.
ای موسی ...
چهارشنبه هشتم آبان 1387نقل به مضمون از قرآن - سوره ی ؟! - آیه ی ؟!
با توجه به سخن بالا توجه شما را به نوشته ی زیر جلب میکنم:
-رادیو: خب جناب مسئول بفرمایین چه مجازاتهایی برای کپی کردن غیر مجاز فیلمها در نظر گرفتین؟
-مسئول مهمان برنامه رادیویی: ما برای کسانی که دست به این کارها میزنند ، حبس های کوتاه مدت و بلند مدت در نظر گرفتیم. در بعضی موارد که مصداق مفسد فی الارض شناخته شوند، حتی حکم اعدام را در نظر گرفته ایم.
راننده تاکسی که از کت شلوار وارفته اش و ته ریشِ خاکستریش و از همه مهمتر لحن بیان مودبانه اش معلومه که کارمند بازنشسته دولت باشه ، با یه نیشخند تمسخر آمیز که انگار گوینده ی رادیو رو ابله فرض کرده رو به من میکنه:
-راننده: هه ه اعداااام!!!
منم که همیشه عاشق این بحثام سر صحبت رو میخوام یجوری باهاش باز کنم. با توجه به اخلاق و منش متینی که از راننده دیدم، تصمیم گرفتم یکم افه ی بافرهنگ بودن و اینا بزارم.
-من: البته خب راست میگن. دزدی که شاخ و دم نداره. شما فرض کنین یه تهیه کننده سینما چقدر خرج میکنه که فیلمش تو سینما فروش بره. بعد که اینا میرن فیلمای اونا رو کپی میکنن انگار از اون تهیه کننده دزدی کردن .
راننده در حالی که از نگاهش میخونم من رو هم ابله فرض کرده، همین جور که به روبرو نگاه میکنه، با صدای آرومتر از قبل و با همون لبخند تمسخرآمیز میگه:
-راننده: این همه دزدی میلیاردی میشه، این همه نفت 140 دلاری رو تو روز روشن میدزدن ، کی اعدام میشه به خاطرش که حالا به خاطر یه فیلم یا یه موسیقی که مردم گوش میدن میخوان اعدام کنن؟ شهرام جزایری چی شد؟ این همه میلیاردی دزدید مگه اعدامش کردن؟ اگه میخوان اعدام کنن اول برن شهرام جزایری و کسایی که بهش کمک کردن رو اعدام کنن.
من که میبینم راننده راست میگه ترجیح میدم ادامه ندم و فقط حرفاشو با تکون دادن سرم تایید کنم. بعد از چند روز یاد اون درس دینی قرآن که در مورد حضرت موسی بود افتادم :
"...ای موسی اگر میخواهی جامعه را اصلاح کنی به سراغ راس حکومت (فرعون) برو و اول او را اصلاح کن..."
