میگه ...
شنبه دهم اسفند 1387-
اومده...-خب؟
-میگه...
-چی میگه ه ه ه؟
-دِهَه اَه بزار حرفمو بزنم. میگه من بچه مهرشهر کرجم اینجا دانشگاه آزاد درس میخونم...
-خـب دیگه چی میگه؟
-میگه جزوه مو سر کلاس جا گذاشتم ، میخوام برگردم ورش دارم پول ندارم. اگه داری
پونصد تومن بده برم تا فرامرز عباسی بیارمش شماره موبایلمو میدم فردا بیا بگیر ...-خـب تو چیکار کردی ؟
-ندادم.یعنی داشتم و ندادم .
-ای نامرد. بیچاره بچه مهرشهر کرج بوده. اینجا غریب بوده بعد تو بهش پونصد تومن ندادی؟
-آخه توهین کرد.
-چه توهینی؟ کسی که میخواد پول بگیره از آدم که هزار بار قربون صدقه آدم میره و تا هفت پشت بلکم 70 پشت آدمو دعا میکنه.
- من نمیخوام بگم گدا بود، فرض رو بر این میزارم که واقعا بچه مهرشهر کرج بود و اینجا دانشگاه آزاد درس میخوند. ولی آخه کسی که میخواد از آدم پول بگیره که نمیگه "شهر شما( مشهد) چه آدمای خسیسی داره".
-عجب آدم اوسکولی بوده. خب تو چیزی نگفتی؟
- نه ولی به حرکت دستم که میانه راه رفتن به جیبم بود که بهش پول بدم ادامه ندادم . همین حرکت معنادار براش بس بود. با این کار بهش فهموندم که دارمو نمیدم.
-اِ از کی تا حالا لفظ قِلَم حرف مِزنی؟ "معنادار" و "میانه راه" و ... تو که تا دیروز تو کوچه ها با پِلَخمون
(1) ، چُغُوک(2) شِکار مِکِردی...-دِگََه چِکار کنِم دِداش. از وقتی ای وبلاگِ راه اِنداختِم لفظ قِلمم بِلَد رِفتِم...
-خب نِمِخَه بیشتر زِر بِِزِِنی از موضوع منحرِف نِشی
...-نوکرتُم به مولا...
----------------------------------------------------------
1-پلخمون
[Pelakhmoon] : تیرکمون که توش سنگ میزارن.2-چغوک
[Choghok]: گنجشک.